کد خبر : 5792
تاریخ انتشار : جمعه 3 مهر 1405 - 17:09

دکتر عبدالرضا ناصرمقدسی : پیوند جام افسانه زندگی مارلیک با مراسم بین‌المللی آکادمی افسانه زندگی از منظر علوم شناختی

دکتر عبدالرضا ناصرمقدسی : پیوند جام افسانه زندگی مارلیک با مراسم بین‌المللی آکادمی افسانه زندگی از منظر علوم شناختی
پیوند میراث کهن مارلیک با سینمای معاصر، از منظر نوروسینما و علوم شناختی، در آکادمی افسانه زندگی.

سنترسینماپرس_درباره پیوند «جام افسانه زندگی مارلیک» با مراسم بین‌المللی آکادمی افسانه زندگی، بنابر تحلیل رفتار مغز و فرایندهای شناختی بنیان‌گذار آن، سجاد اصغری، نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی «نغمه»، نخستین اثر از سه‌گانه‌ای ملودرام عرفانی ـ فلسفی.

از منظر علوم شناختی، سینما تنها بازنمایی تصویر و روایت نیست؛ بلکه می‌تواند با درگیر کردن شبکه‌های ادراکی، توجه، حافظه، هیجان، تخیل و معناپردازی، تجربه‌ای شناختی و عاطفی در ذهن مخاطب ایجاد کند. در این نگاه، تصویر سینمایی همچون محرکی عمل می‌کند که میان ادراک حسی، تجربه هیجانی و شکل‌گیری معنا ارتباط برقرار می‌سازد.

«جام افسانه زندگی مارلیک» نیز از این منظر، صرفاً یک اثر تاریخی نیست؛ بلکه می‌تواند به‌عنوان نقطه اتصال میان یک روایت تصویری کهن و سازوکارهای شناختی انسان معاصر مورد توجه قرار گیرد. چهار پلان حک‌شده بر این جام، ظرفیت خوانش روایی و تصویری دارند و می‌توانند در نسبت میان تصویر، توالی، روایت و معنا، زمینه‌ای برای بازاندیشی درباره ریشه‌های روایت تصویری در فرهنگ ایرانی فراهم کنند.

در این چارچوب، پیوند دادن این میراث کهن با مراسم بین‌المللی آکادمی افسانه زندگی توسط سجاد اصغری، نویسنده و کارگردان سینما، را می‌توان تلاشی خلاقانه برای ایجاد ارتباط میان حافظه فرهنگی، شناخت انسان و زبان معاصر سینما دانست؛ پیوندی که در آن گذشته نه صرفاً به‌عنوان یک شیء تاریخی، بلکه به‌عنوان یک محرک معنایی و شناختی در تجربه امروز بازخوانی می‌شود.

از منظر نوروسینمایی، این رویکرد می‌تواند نشان‌دهنده حرکت از «تصویر به ادراک»، از «ادراک به هیجان» و از «هیجان به معنا» باشد؛ مسیری که در آن میراث کهن، روایت سینمایی و تجربه ذهنی مخاطب در یک زنجیره فرهنگی و شناختی به یکدیگر متصل می‌شوند.

فیلم سینمایی «نغمه»، نخستین اثر این سه‌گانه ملودرام عرفانی ـ فلسفی، برداشتی از اشعار مولاناست. دومین اثر، «واقعیت پنهان»، برداشتی از اشعار عمر خیام است که در مرحله پیش‌تولید قرار دارد و سومین اثر، «غروب آفتاب»، با الهام از اشعار عطار نیشابوری شکل خواهد گرفت.

از این منظر، این سه‌گانه را می‌توان مسیری از شعر و عرفان تا تصویر و تجربه شناختی دانست؛ مسیری که در آن میراث فکری مولانا، خیام و عطار، در مواجهه با زبان سینما، امکان بازخوانی مفاهیمی همچون زندگی، مرگ، عشق، هستی، معنا و خودشناسی را در ذهن مخاطب معاصر فراهم می‌کند.